شاگردهای من یا گرگ های من

wolfخیلی پر انرژی و آراسته وارد کلاس بازاریابی شدم
با کلی احساس خوب
بعد از سلام و احوالپرسی گرم می خواستم کلاس را شروع کنم که یکی از دانشجوها گفت:
“ببخشید استاد ، ما قبل از کلاس با هم در مورد شکل کلاس صحبت می کردیم بیشترمان هم ،هم عقیده بودیم  که سبک  بازاریابی و فروش شما برای بازار ایران کاربرد ندارد “
بعد از این در یک حرکت هماهنگ چند نفر دیگه هم تاکید کردند که روش های من را امتحان کرده اند و جواب نگرفته اند.
حقیقتش را بخواهید برایم خیلی عجیب بود.
لبخند زدم و گفتم:
“این سبک بازاریابی کاربرد ندارد ، خوب بیاییم قبل از اینکه کلاس را شروع کنیم چند تا مثال بزنید ببینیم قسمت کاربردی و غیر کابردیش کجاها است؟ “
سپس به اولین منتقد اشاره کردم و بهش گفتم:
میشه اولین مثال رو با شما شروع کنیم؟

چند ثانیه بعد بچه ها همدیگر را نگاه کردند (بچه ها که می گویم  اصطلاح است ، بعضی از آنها  ۲ برابر من سن دارند ، بعضی ها هم مدیر فروش یک شرکت بزرگ هستند) و سپس گفتند:
راستش را بخواهید  روش بازاریابی شما خیلی هم کاربردی است  ، داشتیم شما را امتحان می کردیم که اگر ۲۰ نفر همزمان به شما انتقاد منفی کنند چه کار می کنید. جالب بود لبخندتان بیشتر شد و زبان بدنتان هم حالت گارد گرفتن را نشان نمی داد.

شاگرد که ندارم ، در حال پرورش یک مشت گرگ در اطراف خودم هستم. 🙂
بابک تاواتاو

1 Comment

  1. Gol گفت:

    mamnoon aghaye tavatav.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.