ارز ترجیحی، که در ادبیات اقتصادی ایران با عناوینی چون «دلار ۴۲۰۰ تومانی» (ارز دولتی) یا «ارز ۲۸۵۰۰ تومانی» شناخته میشود، سیاستی است که در آن، دولت برای واردات کالاهای اساسی، قیمتی بسیار پایینتر از نرخ بازار آزاد تعیین میکند. هدف از این کار، جلوگیری از افزایش قیمت سفره مردم و حمایت از اقشار آسیبپذیر است.
در ادامه، ابعاد مختلف این سیاست، عواقب حذف و تجربههای جهانی آن را بررسی میکنیم.
ارز ترجیحی در واقع نوعی یارانه غیرمستقیم است. دولت با فروش ارز ارزان به واردکنندگان، سعی میکند هزینه تمامشده کالاهایی مثل گندم، جو، روغن، ذرت، دارو و نهادهای دامی را پایین نگه دارد تا این کالاها با قیمت کمتری به دست مصرفکننده نهایی برسد.
واژه «ترجیحی» از ریشه «ترجیح» به معنای برتر دانستن یا اولویت دادن میآید. علت این نامگذاری در اقتصاد ایران به زبان ساده این است که دولت «ترجیح میدهد» برای واردات برخی کالاهای خاص، قیمت دلار را کمتر از بازار آزاد حساب کند.
در واقع، این نامگذاری سه دلیل اصلی دارد:
دولت فهرستی از کالاها (مثل گندم، دارو، روغن و نهادههای دامی) را تهیه میکند و میگوید اینها بر بقیه کالاها «ترجیح» دارند. چون این اقلام با سفره مردم و سلامت جامعه در ارتباط هستند، دولت ارز کمیاب خود را با قیمت ارزانتر به آنها اختصاص میدهد تا قیمتشان برای مصرفکننده پایین بماند.
در یک سیستم «چندنرخی»، ما چندین قیمت برای دلار داریم:
نرخ بازار آزاد: قیمتی که مردم در صرافیها میخرند.
نرخ نیما: قیمتی که صادرکنندگان بزرگ ارزشان را میفروشند.
در اصطلاح جهانی به این نوع نرخ، Preferential Exchange Rate میگویند. این یعنی دولتی به جای اینکه اجازه دهد بازار قیمت را تعیین کند، یک «امتیاز ویژه» یا تبعیض مثبت برای واردات برخی کالاها قائل میشود.
تصور کنید قیمت دلار در بازار ۱۴۰هزار تومان است. دولت به واردکننده موبایل میگوید دلار را ۱۴۰ هرار تومان بخر، اما به واردکننده دارو میگوید: «چون دارو برای مردم حیاتی است، من ترجیح میدهم به تو دلار را ۲۸,۵۰۰ تومان بدهم.»
این مابهالتفاوت (فاصله ۲۸,۵۰۰ تا ۱۴۰هزار تومان) در واقع یارانهای است که دولت از جیب خود (یا ذخایر ارزی کشور) میپردازد.
نام «ترجیحی» بسیار زیبا به نظر میرسد، اما در عمل مشکلاتی ایجاد کرد:
فساد و رانت: عدهای ارز ترجیحی میگرفتند اما کالا را با قیمت آزاد به مردم میفروختند.
قاچاق معکوس: چون کالا در ایران (به دلیل ارز ارزان) خیلی ارزان میشد، قاچاقچیان آن را به کشورهای همسایه میبردند و به قیمت جهانی میفروختند.
کسری بودجه: دولت مجبور بود برای تامین این ارز ارزان، پول چاپ کند که خودش باعث تورم بیشتر میشد.
آیا میخواهید بدانید بعد از حذف این ارز، دولت چگونه میخواهد جلوی شوک قیمتی دارو را بگیرد؟
| مزایا | معایب و چالشها |
| کنترل موقت قیمتها: مانع از جهش ناگهانی قیمت نان، دارو و گوشت در کوتاهمدت میشود. | ایجاد رانت و فساد: فاصله زیاد قیمت ارز دولتی و آزاد، انگیزه زیادی برای بیشاظهاری واردات یا فروش ارز در بازار سیاه ایجاد میکند. |
| حمایت از اقشار ضعیف: تلاش برای حفظ قدرت خرید دهکهای پایین که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک میشود. | قاچاق معکوس: به دلیل ارزان بودن کالا در ایران، بسیاری از کالاها (مثل روغن یا دارو) به کشورهای همسایه قاچاق میشوند. |
| ثبات روانی: جلوگیری از شوکهای هیجانی در بازار کالاهای استراتژیک. | تضعیف تولید داخلی: تولیدکننده داخلی نمیتواند با کالای وارداتی که یارانه دولتی دارد رقابت کند، در نتیجه تولید داخلی آسیب میبیند. |
حذف این ارز که به «جراحی اقتصادی» معروف شده، پیامدهای دوجانبهای دارد:
شوک تورمی کوتاهمدت: اولین اثر، جهش قیمت کالاهای وابسته (مثل مرغ، تخممرغ، روغن و لبنیات و … ) است. از آنجا که این کالاها در سبد اصلی مردم هستند، فشار معیشتی بلافاصله احساس میشود.
تغییر مسیر یارانه: با حذف ارز ترجیحی، دولت معمولاً مابهالتفاوت آن را به صورت یارانه نقدی یا کالابرگ الکترونیک مستقیم به حساب مردم واریز میکند تا قدرت خرید حفظ شود.
شفافیت و کاهش فساد: وقتی ارز تکنرخی شود، بستر رانتخواری از بین میرود و تقاضای کاذب برای واردات کاهش مییابد.
بهبود تراز تجاری: کاهش وابستگی به واردات و تشویق تولیدکنندگان داخلی برای تولید نهادهای دامی و محصولات کشاورزی.
ایران تنها کشوری نیست که از سیستم چندنرخی استفاده کرده است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای مدیریت بحرانهای ارزی به این مسیر رفتهاند:
مصر: در دهه ۹۰ میلادی و اخیراً در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، مصر با بحران ارزی شدید و سیستم چندنرخی مواجه بود. حذف ارز ترجیحی در مصر منجر به تورم شدید (بالای ۳۰٪) شد، اما در میانمدت باعث جذب سرمایهگذاری خارجی و ثبات نسبی اقتصاد گشت.
ونزوئلا: یکی از افراطیترین نمونههاست. تداوم نرخهای ترجیحی در ونزوئلا نه تنها قیمتها را کنترل نکرد، بلکه به فروپاشی تولید ملی، ایجاد بازارهای سیاه گسترده و تورمهای فوقسنگین (Hyperinflation) منجر شد.
آرژانتین: این کشور بارها بین سیستم تکنرخی و چندنرخی نوسان کرده است. تجربه آرژانتین نشان میدهد که تا زمانی که ریشههای تورم (کسری بودجه دولت) حل نشود، تغییر نرخ ارز فقط یک مسکن موقتی است.
نیجریه: اخیراً در سال ۲۰۲۳ اقدام به یکسانسازی نرخ ارز کرد که منجر به سقوط ارزش پول ملی و افزایش قیمت سوخت و غذا شد، اما صندوق بینالمللی پول آن را گامی ضروری برای نجات اقتصاد این کشور دانست
تاریخچه ارز ترجیحی در ایران صرفاً به چند سال اخیر محدود نمیشود؛ این سیاست ریشهای عمیق در ساختار اقتصادی ایران دارد و همواره به عنوان ابزاری برای مقابله با شوکهای تورمی و تحریمها استفاده شده است.
در ادامه، سیر تاریخی این ارز را در ۴ ایستگاه اصلی بررسی میکنیم:
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و با شروع جنگ تحمیلی، درآمدهای ارزی ایران به شدت کاهش یافت. دولت وقت برای مدیریت منابع محدود ارزی، نظام ارز چندنرخی را پایهگذاری کرد.
وضعیت: دلار رسمی حدود ۷ تومان نگه داشته شد تا کالاهای اساسی و تجهیزات نظامی تأمین شود.
نتیجه: شکاف بزرگی میان نرخ ۷ تومانی و نرخ بازار آزاد ایجاد شد که اولین جرقههای رانت ارزی را در تاریخ مدرن ایران زد.
دولت وقت سعی کرد با حذف نرخهای متعدد، اقتصاد را به سمت بازار آزاد ببرد.
سال ۱۳۷۱: یکسانسازی نرخ ارز انجام شد، اما به دلیل نبود زیرساختها و تورم بالا، شکست خورد و دوباره نظام چندنرخی بازگشت.
ارز ترجیحی آن زمان: ارزهایی با نرخهای ۱۷۵ تومان و ۳۰۰ تومان برای واردات کالاهای خاص وجود داشت.
در اوایل دهه ۸۰ (دولت اصلاحات)، ایران موفقترین تجربه یکسانسازی نرخ ارز را داشت.
وضعیت: از سال ۱۳۸۱ تا اواخر دهه ۸۰، ارز تقریباً تکنرخی بود و مابهالتفاوت نرخ دولتی و آزاد به حداقل رسیده بود. این ثبات ناشی از درآمدهای سرشار نفتی و انضباط مالی نسبی بود.
با تشدید تحریمها و جهش ناگهانی قیمت دلار در سال ۱۳۹۷، فصل جدیدی از ارز ترجیحی آغاز شد:
دلار جهانگیری (۱۳۹۷): دولت دوازدهم برای مهار موج گرانی، نرخ دلار را ۴۲۰۰ تومان اعلام کرد و متعهد شد به تمام نیازهای کشور با این نرخ پاسخ دهد. اما به دلیل محدودیت منابع، این لیست کوچک و کوچکتر شد تا فقط به کالاهای اساسی (گندم، دارو، روغن و…) محدود گشت.
جراحی اقتصادی (۱۴۰۱): دولت سیزدهم با شعار حذف رانت، ارز ۴۲۰۰ تومانی را حذف کرد که منجر به جهش قیمت مرغ و روغن شد و به جای آن یارانه نقدی ۳۰۰ و ۴۰۰ هزار تومانی به مردم پرداخت کرد.
دلار فرزین (۱۴۰۲ تا کنون): پس از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی و تداوم رشد دلار بازار آزاد، دولت دوباره نرخ ۲۸۵۰۰ تومان (ارز نیما) را برای کالاهای اساسی تعیین کرد تا از شوک مجدد به سفره مردم جلوگیری کند.
| دوره تاریخی | نرخ ارز ترجیحی (تومان) | وضعیت بازار آزاد در آن زمان |
| دهه ۶۰ | ۷ تومان | حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ تومان |
| دهه ۷۰ | ۱۷۵ تا ۳۰۰ تومان | ۴۰۰ تا ۸۰۰ تومان |
| دهه ۹۰ (۱۳۹۷) | ۴۲۰۰ تومان | از ۱۰ هزار تا ۳۰ هزار تومان |
| دهه ۱۴۰۰ (۱۴۰۲) | ۲۸۵۰۰ تومان | از ۵۰ هزار تا ۷۰ هزار تومان |
تاریخ نشان میدهد که هرگاه فاصله نرخ ترجیحی با بازار آزاد زیاد شده، فساد و قاچاق معکوس شدت گرفته و دولتها در نهایت مجبور به حذف یا افزایش نرخ ترجیحی شدهاند. این چرخه معمولاً با یک شوک تورمی همراه بوده است.
حذف ارز ترجیحی (یا همان ارز دولتی که برای کالاهای اساسی اختصاص مییافت) تغییر بزرگی در اقتصاد است. برای اینکه تصویر روشنی از این موضوع داشته باشید، باید فرآیند «آزادسازی قیمتها» و تأثیر آن بر قدرت خرید را بررسی کنیم.
در اینجا به بررسی ابعاد مختلف این سوال شما میپردازیم:
تغییر قیمت مستقیماً به فاصله بین نرخ ارز ترجیحی (مثلاً ۲۸,۵۰۰ تومان یا ۴,۲۰۰ تومان سابق) و نرخ ارز آزاد (مثلاً ۶۰ یا ۷۰ هزار تومان) بستگی دارد. وقتی ارز دولتی حذف میشود، واردکننده باید با ارز گرانتر کالا وارد کند.
مثالهای کاربردی:
مرغ و تخممرغ: بخش بزرگی از هزینه تولید مرغ مربوط به نهادهها (ذرت و سویا) است که با ارز ترجیحی وارد میشدند. اگر قیمت نهاده ۲ برابر شود، قیمت نهایی مرغ معمولاً بین ۱.۵ تا ۱.۸ برابر افزایش مییابد (چون هزینههای کارگر و حملونقل ثابت میمانند اما هزینه خوراک جهش میکند).
روغن خوراکی: روغن خام تقریباً به طور کامل وارداتی است. با حذف ارز ترجیحی، قیمت روغن ممکن است بین ۳ تا ۴ برابر رشد کند، زیرا ماده اولیه مستقیماً با قیمت دلار جدید محاسبه میشود.
دارو: داروهای وارداتی یا مواد اولیه دارویی در صورت انتقال به ارز آزاد، میتوانند بین ۲ تا ۵ برابر افزایش قیمت داشته باشند، مگر اینکه دولت از طریق بیمهها این مابهالتفاوت را جبران کند.
اینکه مبلغی مثل ۴ میلیون تومان (در ماه برای یک خانوار یا فرد) چقدر موثر است، بستگی به نرخ تورم و سبد مصرفی آن خانواده دارد.
در کوتاهمدت: اگر این مبلغ به ازای هر نفر باشد، قطعاً قدرت خرید را در ماههای اول به شدت افزایش میدهد و میتواند هزینههای اضافی ناشی از گرانی را پوشش دهد.
در بلندمدت: چالش اصلی اینجاست که حذف ارز ترجیحی معمولاً باعث یک موج تورمی در سایر بخشها (حملونقل، خدمات، مسکن) میشود. اگر تورم کنترل نشود، ارزش آن ۴ میلیون تومان ماه به ماه کاهش مییابد.
جدول مقایسهای اثر یارانه:
| وضعیت | تاثیر بر معیشت |
| دهکهای پایین | بسیار کمککننده است و ممکن است سطح رفاه آنها را موقتاً بالاتر ببرد. |
| دهکهای متوسط | بیشتر جنبه جبرانی دارد و صرفاً جلوی سقوط به دهکهای پایینتر را میگیرد. |
| پایداری | اگر نقدینگی ناشی از این یارانه باعث تورم جدید شود، اثر مثبت آن به سرعت از بین میرود. |
وقتی قیمت کالاهای اساسی (مثل بنزین یا روغن) بالا میرود، فقط خود آن کالا گران نمیشود؛ بلکه هزینهی رستوران، تولیدات صنعتی و حتی کرایه تاکسی هم بالا میرود. به این پدیده «انتظارات تورمی» میگویند.
حذف ارز ترجیحی یک جراحی اقتصادی است. قیمت کالاهای مستقیم بین ۲ تا ۴ برابر رشد میکنند. یارانهی نقدی در ابتدا مثل یک مسکن قوی عمل میکند، اما برای موفقیت در درازمدت، دولت باید نرخ تورم کل را مهار کند تا این یارانه «آب» نشود. ارز ترجیحی در ایران مانند یک «تله سیاستی» است؛ نگه داشتنش باعث اتلاف منابع و فساد میشود و حذفش باعث فشار ناگهانی بر معیشت مردم. اقتصاددانان معتقدند حذف آن تنها زمانی موفق خواهد بود که با نظام حمایتی دقیق (کالابرگ) و انضباط مالی دولت همراه باشد تا جلوی رشد نقدینگی گرفته شود.
بابک تاواتاو