انکار عقده هایمان با فرزاد حسنی

انکار عقده هایمان با فرزاد حسنی
بابک تاواتاو

لحن و رفتار فرزاد حسنی در برابر یکی از شرکت کنندگان در مسابقه برنامه تلویزیونی اکسیر ( که بعدها گفته شد که تمام آن یک سناریوی از پیش نوشته شده است) باعث شد که خیلی از روانشناسان و جامعه شناسان شروع به اعتراض کنند و تمام شخصیت و مسائل خصوصی زندگی فرزاد حسنی را در نقدهایشان مورد استفاده قرار دهند و شاید معذورات ایرانی اجازه می داد از رختخواب فرزاد حسنی هم می نوشتند که بگویند در احترام و فرهنگ ایرانی جایگاه همچین رفتارهایی نیست.
دکترهای که فقط پشت قلمشان شیر می شوند
روشنفکرانی که با نور تحقیر دیگران ظاهرشان را روشن می کنند تا دیده شوند
یا افراد عادی
همه و همه فرزاد حسنی را کوبیدند

اصلا مهم نیست که فرزاد حسنی یک دروغگوی چرب زبان است یا نه
اصلا مهم نیست که کل این داستان یک ماست مالی رسانه ای است یا خیر
مهم چیز دیگری است
مهم این است که چه کسی به ما حق می دهند که فرزاد حسنی را قضاوت کنیم و پای خانواده قدیمی و جدیدش را به وسط بکشیم؟

حق ؟
مگر برای ویران کردن شخصیت و احساس افراد از کسی اجازه می گیرد؟
اینجا سرزمین توجیه است.
دروغ گوترین آدم ها، با قضاوت ، خود را پشت فرهنگ نداشته شان یا بدبختی هایشان پنهان می کنند.
همیشه می توان از واژه هایی مانند اخلاق استفاده های ابزاری به این شکل داشت تا تنور قضاوت داغ تر شود
قضاوت،
این راحت ترین کار دنیا
این دریایی که انسان ها عقده های خود را در آن می ریزند
این اندک فرصتی برای فراموشی حقارت
مثل فرصتی که هروئین به انسان می دهد
می کشند تا فراموش کنند.
و وقتی عادت کردند دیگر اسمش قضاوت نیست به آن واقعیت می گویند.
مثل بی وفایانی که پس از مدتی هرزگی اسم کاری را که می کنند را هر چیزی می گذارند غیر از خیانت
ما نسبت به انسان بودن در حال خیانت هستیم.
پیام ساعت صفر تاو

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.