جدا سازی رفتار از خود فرد

destruction-1-633x319جدا سازی فرد از رفتار به این معنا نیست که در قبال رفتار او عکس العملی نشان داده نشود ،
رابطه ای ، انسانی است که فقط به آن به صورت رابطه ریاضی نگاه نشود.
خروجی های منطق جدایی فرد از رفتار این موارد هستند :
گناهکار را ببخش ولی گناهش را هرگز ،
محکوم به یک جرم می تواند محکوم به زندانی شدن شود ولی مجکوم به توهین نیست .
و…
در همه این موارد عکس العمل های مناسب وجود داردو همچنین  با این نگاه می توانیم راه اصلاح را باز نگه داریم ،
اگر ما همگی مساوی رفتارهایبمان هستیم ،پس حساب اشتباهاتمان چه می شود؟
وقتی خودمان را ارزشمند می دانیم و رفتارهای نا شایستمان به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم می توانیم راحت تر راه اصلاح را بپیماییم.
مساوی قرار دادن رفتار انسان ها با خودشان سودهایی را دارد ولی با قیمتی گزاف.
خیلی ار ما اینگونه رشد کرده ایم که مساوی رفتارمان بودیم ، اگر موفقیت های تخصیلی به دست می آوردیم چون خانواده ما را مساوی رفتارمان می دانست احساس خوبی را دریافت می کردیم و همین طور برعکس
بسیاری از افراد به خاطر اینکه خود را مساوی رفتارشان می دانند پیشرفت می کنند ولی همین فرد در درون خود می داند که نه به خاطر دات خود بلکه به خاطر موقعیتی که به دست آورده است مورد توجه و نوازش است و اگر این موقعیت از دست رود ….
آیا همین یکی از دلایل عدم آرامش ما نیست؟

در کل دو گروه موفق داریم : موفق های خوشحال و موفق های غمگین.

موفق های خوشحال ذات خود را دوست دارند و پیروزهایشان در زندگی به آنها احساس خوشایندی می دهد ، آنها می دانند حتی اگر شکست هم بخورند باز هم دوست داشتنی هستند زیرا تنها معیار وجودی آنها رفتارشان نیست.

۲۹ آدر ۱۳۹۳
بابک تاواتاو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.